فیلم های روانشناسی

فیلم The Silence of the Lambs سکوت بره‌ها

سکوت بره ها ، در ابتدا با عنوان سکوت بره ها توسط جاناتان دمی ، در روز ولنتاین در سال 1991 منتشر شد. بدون شک یکی از نادرترین ، خلاق ترین و دورترین فیلمهای زمان خود است. سالها از اولین نمایش فیلم می گذرد ، اما “سکوت بره ها” هنوز ویژگی های منحصر به فرد خود را به عنوان ترکیبی روان از “فیلم ترسناک گوتیک” ، “تریلر روانشناسی” و “درام پلیس” با دیگر آثار مشابه حفظ کرده است: این تفاوتها شامل حضور گروهی از بازیگران برتر ، کارگردانی حرفه ای و مطابقت با بالاترین استانداردهای کیفیت تولید است. این فیلم در زمان اکران با استقبال خوبی روبرو شد و منتقدان آن را تحسین کردند. البته به جز چند نفری که از دیدن او اذیت شدند.

منتقدان “سکوت بره ها” باید بگویند فیلمنامه او قطعاً لحن و بوی زنانه دارد ، اما این بدان معنا نیست که به چارچوب ژانر و تلاش او برای به تصویر کشیدن یک قهرمان زن در این روانی هولناک پایبند نیست. تریلر Be. کمی قبل از اکران فیلم در سال 1991 ، جاناتان دمی در مصاحبه ای گفت جذابیت شخصیت کلاریس استارلینگ اولین انگیزه او برای ساختن سکوت بره ها بود. دمی از تد تالی به دلیل دیدگاهش در تبدیل رمان توماس هریس به فیلمنامه و مطابقت کلاریس با استانداردهای ژانر فیلم ، تقدیر کرد. “سکوت بره ها داستان متوقف شده و قهرمان زن دارد. “این یک فیلم ضروری است که نه تنها صحنه های کشتار جمعی را نشان می دهد ، بلکه حتی انتظار تماشای آن را هم ندارد.” و با این حال ، او هنوز موفق به ترسیم یک تصویر دلخراش ، هیجان انگیز و بسیار غم انگیز می شود. فیلم همه این احساسات را از ابتدا تا انتها برمی انگیزد.

به سکانس ابتدایی سکوت بره ها توجه کنید: دمی کلاریس را در وسط مسیری ناهموار قرار می دهد که به جنگلی از درختان بلند ختم می شود. مه غلیظ فضا را می پوشاند و میدان دید بیننده را کاهش می دهد. کلاریس از دور ظاهر می شود: گویی به بالای تپه رسیده و سپس به سمت ما می دود. حرکت محفظه دم با کمک جرثقیل بسیار محاسبه شده است و در دام کلیشه های رایج نمی افتد: دوربین از پشت کلاریس را دنبال نمی کند و هنگام دویدن و عبور از موانع طبیعی و تنه درختان روی شانه های خود نمی ایستد. دوربین تصویر کلاریس را به عنوان یک آینه منعکس می کند ، گویی ما از طریق آینه به او نگاه می کنیم. کلاریس در یک مسیر جنگلی می دود. این یک تمرین برای عوامل FBI است که آمادگی جسمانی و چابکی آنها را اندازه گیری می کند ، اما در عین حال باعث فرار از جنگل می شود ، که می تواند برای هر کودکی یک کابوس باشد. و ما همچنان از ترس ها و مشکلات دوران کودکی او آگاه خواهیم بود.

سکوت بره ها
از یک سو ، کلاریس را می بینیم که روی حرکات ورزشی خود تمرکز می کند ، اما از سوی دیگر ، توهم صحنه و تاریکی آن ، صداهای تهدید کننده ای که از دل جنگل شنیده می شود و بیشتر از همه ملودی خروشان هوارد شور ، صحبت می کند. درباره ترسهای ناتمام این زن. ترس ها ، خواسته ها ، احساساتی که به شدت سرکوب شده اند و احساس رها شدن و از دست دادن. کلاریس قصد دارد همه چیز را زیر پوسته سخت مامور اجرای قانون پنهان کند. جهت ، میزانسن و ویژگی های قابل توجه شخصیت پردازی شاد کلاریس به تصویرسازی موفق این موضوع کمک می کند. اما حتی اگر همه آنها را از دست بدهیم ، بازی فاستر و دیدگاه ها و حرکات فردی او نشان دهنده حالت درونی کلاریس است. جودی فاستر با اجرای پیچیده و حساب شده ، توانایی بی نظیر خود را در به تصویر کشیدن این شخصیت نشان می دهد. مبالغه نیست اگر بگوییم که بدون او “سکوت بره ها” وجود نخواهد داشت.

دوندگی انفرادی کلاریس ادامه می یابد تا اینکه یکی از نیروهایش او را متوقف می کند تا بگوید کرافورد منتظر دیدار اوست. این اتفاق به محض رسیدن کلاریس به نقاشی با عبارت “این درد ، درد ، درد ، عشق به آن ، غرور” رخ می دهد. همانطور که کلاریس می دود و می رود ، دم دوربین را محکم روی صورت شخصی که پیام را ارسال کرده است نگه می دارد و ما در چهره او گیجی می بینیم. ما این واکنش را برای اولین بار می بینیم ، اما بعد از تمام مردانی که با کلاریس روبرو می شوند ، تکرار می شود. چرا کلاریس در نگاه همه اینقدر عجیب است؟ حتی کرافورد ، که به نظر می رسد از او قدردانی می کند ، اطلاعات زیادی به او نمی دهد و علاقه کلاریس به تحقیقات را جدی نمی گیرد.

روی دیوار دفتر کرافورد تابلویی با بریده روزنامه ها با عناوینی در مورد بیل بوفالو می بینیم. کلاریس مقابل تیتر “او پنجمین قربانی خود را پوست کرد” ایستاده و به عکس زیر نگاه می کند: عکسی از بدن پوست کنده شده یک زن. او با دقت به عکس خیره می شود ، اما فاصله خود را با آن حفظ می کند و دوربین دم از صحنه دور می شود. در صحنه ای دیگر ، وقتی کلاریس جسد یکی دیگر از قربانیان بیل را بررسی می کند ، فاصله تکرار می شود. تصویر زنان کشته شده فقط در چند صحنه کوتاه قابل مشاهده است و ما همه چیز را از دیدگاه کلاریس می بینیم.

لطفا امتیاز دهید

دکتر آرش هیربد

من دکتر آرش هیربد دوره پزشکی عمومی را در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و تخصص روانپزشکی را در دانشگاه شهید بهشتی گذراندم. در بیمارستان آتیه به عنوان روانپزشک و مسئول دفتر سلامت روان مشغول به کار هستم. در کلینیک هیربد به عنوان موسس و مسئول فنی و روانپزشک بزرگسال فعالیت دارم. در زمینه اختلالات خلقی، اضطرابی، وسواس ، اختلالات خواب و… می توانم به شما کمک کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا