فیلم های روانشناسی

فیلم Mulholland Drive جاده مالهالند

Mulholland Drive ساخته دیوید لینچ ، با بازی لورا هرینگ و نائومی واتس ، در اوج سورئال ، باورپذیر و تکان دهنده خود ، شاهکاری را بر اساس فضایی خارق العاده و عمق بی نهایت به تصویر می کشد.

عوامل فیلم: دیوید لینچ. مدیر فیلمبرداری: پیتر دمینگ. تدوین: مری سوئینی، موسیقی: آنجلو بادالامنتی.

بازیگران: نائومی واتس (بتی المز/ دایان سلوین)، لارا هارینگ (ریتا)، آن میلر («کوکو»)، دن هدایا (وینسنزو کاستیلیانی)، جاستین ترو (آدام کشر)، آنجلو بادالامنتی (لوئیجی کاستیلیانی). مدت: ۱۴۷ دقیقه. بودجه: ۱۵ میلیون دلار فروش: ۲۰ میلیون دلار.

زیباترین جلوه سینما ، که در آن همه بدون توجه به ساختار روایی اثر یا ذوق و سلیقه ای که کارگردان در انتخاب قاب بندی خود به کار می گیرد ، می توانند درک کنند و خود را در آن غرق کنند ، چیزی نیست جز فضا. عنصری که در کنار مفاهیم فلسفی در هر اثر سینمایی قرار می گیرد ، باید بیش از هر چیز به عنوان بازتاب جهان بینی کارگردان و هر نویسنده سینمایی با توجه به تجربه او در زندگی و احساسات نسبت به اواسط هنر هفتم معرفی شود. یا ناخواسته از هر اثر. او خود آنها را ایجاد کرد و کم کم به آن شکل داد. تمایز بی چون و چرای عنصر فضایی از بقیه فیلم به این معنا نیست که مربوط به هریک از قسمت های دیگر شکل دهنده فیلم نیست ، بلکه بیشتر به نوع نگاه ما به آن مربوط می شود. زیرا حتی وقتی بیننده با فیلمی روبرو می شود که شخصیت های آن را دوست ندارد ، ژانر خاص روایت آن را نمی پسندد ، به حرفه ای بودن کار علاقه ای ندارد و هیچ عامل سینمایی خاصی از محصول مورد نظر را جذب نمی کند ، باز هم ، او می تواند از فضای ایجاد شده توسط خالق لذت ببرد و به عنوان مثال ترس یا راز موجود در داستان را به عنوان یک عنصر مثبت و دلسوز تشخیص دهد. آنچه می تواند برای یک نفر در قالب دوست داشتن رنگ بندی فیلم بدون لذت بردن از چیزهای دیگر اتفاق بیفتد ، و برای شخص دیگر بر اساس رویکرد احساسی و دقیق کارگردان در ترکیب موسیقی با سکانس های مناسب است. چنین قصه هایی از عنصر فضاساز در چنین نقدی اهمیت دارد که ستودنی ترین بخش شاهکار دیوید لینچ ، جاده به سوی سرزمین مایلند ، تم جوی ، پر انرژی ، خاص و ناخن جویدن اوست که نقطه به نقطه است. به او پیدا شده است و حتی بزرگترین منتقدانش نمی توانند انحصار او را زیر سال ببرند.

 

در حالی که همه فیلم های لینچ دارای ساختار رویایی هستند ، جاده ماللند تنها فیلمی است که بعد از “رویای روشن-شب” پس از “پاک کننده” خریداری شده است. این فیلم مانند یک کابوس جلوه ای مضاعف دارد. از یک سو ، باعث ایجاد اضطراب و حتی ترس تحریک آمیز می شود و از سوی دیگر ، تأثیر عمیق و حساب شده ای دارد – همانطور که مخاطب می تواند از قدرت تجزیه و تحلیل خود برای جمع آوری قطعاتی از یک داستان مرموز برای کنترل اضطراب استفاده کند. که فیلم را خلق می کند

جاده مالهولند کاملاً بر اساس زبان رویاها است. تأثیر او محدود به موسیقی و صحنه های شناور پیتر دمینگ نیست. اما حتی در سطح روایت ، بدنهای متلاشی شده ، تغییر هویت و موضوعات آواره همه جنبه هایی از آنچه فروید “عملکرد خواب” می نامد هستند.

در نظریه فروید ، رویاها مظاهری مخدوش از خواسته های ناخودآگاه افراد هستند ، که فقط از طریق ارتباط منطقی با زندگی هنگام بیداری قابل درک است. اما در جاده ماللند ، هیچ شواهد واضحی وجود ندارد که نشان دهد این رویا در واقع در جایی به پایان می رسد. همانطور که نیمه دوم فیلم معنی نیمه اول را تغییر می دهد ، آن را برعکس می کند و یک رویا را منعکس می کند. علی رغم این واقعیت که در نیمه دوم فیلم ، در صحنه ای به ظاهر طاقت فرسا ، بتی در مورد شکست خود در هالیوود و عشق ممنوع و سرد خود به ریتا صحبت می کند (اکنون ریتا در دایره تغییر هویت ، کامیلا رودز ، در حالی که بلوند است ، صحبت می کند. که در ابتدا این فیلم Camilla نام داشت ، اکنون Rita (نیمه دوم در نهایت بسیار گمراه کننده و پیچیده تر از نیمه اول است.

 

آیا فیلم Mulholland Drive داستان زنی تحقیر شده است که مردی را استخدام می کند تا اشتیاق بی پاسخ او (رویای ریتا) را از بین ببرد؟ یا داستان چگونه عشق و تحقیری ناموفق که در مسیر پیشرفت در سیستم هالیوود وجود دارد ، روح شخص را در هم می شکند و او را حتی در خواب به یک غریبه تبدیل می کند؟ و حتی اگر بتوانید تعیین کنید که داستان فیلم چیست ، این خواسته وحشتناکی که فیلم بر می انگیزد این تحقق را حفظ نخواهد کرد. تمایل به غرق شدن در دیگری یا رویای حضور در دیگری – دیگری ، مانند فیلم ، مانند جاده مالهالند. همانطور که بوئول درباره زیبایی روز می نویسد ، “من نمی توانم برای خودم بگویم چه چیزی در فیلم حقیقت دارد و چه چیزی خیالی است ، هر دو یک کار مشابه را با من انجام می دهند.”

در ابتدا ، تولید Malleland Road در سال 1999 با بودجه 8 میلیون دلار به عنوان مجموعه تلویزیونی برای شبکه ABC آغاز شد و سپس ، یک سال بعد ، با کمک 7 میلیون دلار از شرکت فرانسوی Studio Canal ، به عنوان فیلم سینمایی بلند. پخش شده است.

سینمای کای دو جاده مالهولند را به عنوان بهترین فیلم سال 2001 و ده سال بعد به عنوان بهترین فیلم دهه اول هزاره سوم انتخاب کرد.

خلاصه داستان فیلم “جاده ماله لند”
زن جوانی به نام موبری به نام بتی در غیاب عمه اش به هالیوود آمد تا در خانه بماند و برای شرکت در فیلم به کانادا رفت و به نوبه خود در آزمون شرکت کرد و احتمالاً در فیلمی شرکت کرد. ریتا یک زن قهوه ای است که در شرف مرگ است ، اما لیموزینی که سوار آن می شود با اتومبیل های جوانان در حال مسابقه تصادف می کند. در جاده ماللند ، ریتا از لیموزین پیاده می شود ، از تپه پایین می رود و وقتی بتی می رسد ، در خانه عمه بتی حمام می کند. ریتا چیزی را به یاد نمی آورد ، حتی نامه اش را. بتی تصمیم می گیرد به او کمک کند. در حالی که این دو سعی می کنند قسمت هایی از زندگی ریتا را با هم ترکیب کنند ، فیلم شخصیت های دیگری را معرفی می کند: به کارگردان گفته می شود که از سوراخ های بینی خود در فیلمش استفاده کند ، در غیر این صورت او کشته می شود. مرد کوتوله ای روی ویلچر خود از طریق تلفن دستور می دهد. در راس دو کارآگاه هستند که گفتگوی معمول کارآگاهان سریالی پلیس را انجام می دهند و سپس ناپدید می شوند. یک کارمند متعجب است که این زن جوان در آپارتمان عمه بتی کیست. آزمایشات بتی ؛ دو دختر داستان از پنجره ای وارد خانه ای می شوند ، جایی که با بدن متعفن زنی روبرو می شوند.

 

لطفا امتیاز دهید

دکتر آرش هیربد

من دکتر آرش هیربد دوره پزشکی عمومی را در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و تخصص روانپزشکی را در دانشگاه شهید بهشتی گذراندم. در بیمارستان آتیه به عنوان روانپزشک و مسئول دفتر سلامت روان مشغول به کار هستم. در کلینیک هیربد به عنوان موسس و مسئول فنی و روانپزشک بزرگسال فعالیت دارم. در زمینه اختلالات خلقی، اضطرابی، وسواس ، اختلالات خواب و… می توانم به شما کمک کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا