تست روانشناسی

از دست دادن پرستار

افرادی هستند که نیازهایشان در این دوره به رابطه با مادر ارضاء نشده و بنابراین در آینده نیز نتوانسته اند روابطی ایمن را داشته باشند.

همچنین این دوره یکی از مهمترین تغییرات ممکن را در زندگی هر فردی به دنبال دارد و آن یادگیری زبان است. با یادگیری زبان برای کودک دریچه ای رو به تصورات، بازی ها، حافظه و همدلی باز می شود و از این دوره است که اولین تفکرات سمبلیک در او پدید می آید.

از دست دادن پرستار

فقدان های تجربه شده در کودکی و شیرخوارگی

تاریخچه مطالعات انجام گرفته بر روی کودکان و شیرخواران بر اهمیت پرستار ( و به ویژه مادر ) در زندگی کودک اتفاق نظر دارند. در این دوره حیات کودک به مراقبت ها و نگهداری های مادر وابسته است.

  • مرگ پرستار اولیه ( مادر)

بزرگترین ضربه ای که یک کودک می تواند در این دوره تجربه کند، مرگ پرستار اولیه است. گرچه مرگ والدین در این دوره نسبت به دوره های بعد از شیوع کمتری برخوردار است، اما در صورت بروز می تواند اختلالات فراوانی در رشد طبیعی کودک به همراه داشته باشد.

وینیکوت ( 1953) اعتقاد دارد که با مرگ یکی از والدین (و خصوصا مادر) نیاز های کودک بلافاصله بر آورده نمی شود و این امر خود پی آمدهایی را به دنبال دارد که از آن می توان به حس نا امنی و بی حمایتی اشاره کرد.

از دست دادن پرستار

  • نبودن فیزیکی مادر در کنار کودک

نکته دیگر در فقدان مادر برای کودک آن است که آنها که هنوز به مفهوم ثبات شیء پی نبرده اند، در صورت عدم حضور فیزیکی مادر ( به صورت موقتی) در اطراف خود احساس ناامنی می کند و تصور خود را بر این موضوع قرار می دهند که مادر را برای همیشه از دست داده اند.

کودکان که از ثبات مادر ( حتی اگر در اطراف آنها نباشد ) اطلاع ندارند، با دیدن مادر از خود شادی بسیاری را نشان می دهند. پس از چندی، کودک پی می برد که مادر گاهی حضور دارد و گاهی در کنار او نیست، این نکته خود مفهوم ثبات شیء را در کودک ایجاد می کند.

از دست دادن پرستار

 

  • تولد فرزندان دیگر در خانواده

فقدانی دیگر ممکن است با به دنیا آمدن برادران و خواهران جدید در کودک بروز کند. تاکنون کودک در معرض توجه والدین بوده است و اکنون باید توجه، محبت و حتی اسباب بازی های خود را شخص دیگری تقسیم کند.

با تولد فرزند جدید، همگی دور کودک جدید حلقه می زنند و با آوردن هدايا از او استقبال می کنند. این در حالی است که فرزند بزرگتر تصور می کند که از صحنه بیرون رانده شده است.

کودکان به این فقدان با عملکرد های نامناسب رفتاری، بازگشت به دوره های رشدی و یا خشونت در برابر فرزند جدید واکنش نشان می دهند.

از دست دادن پرستار

طریقه رفتار فرزندان مادران افسرده

نکته جالب اینجاست که فرزندان مادرانی که افسردگی پس از زایمان را تجربه کرده اند، به این حس رقابت دچار نمی شوند. این فرزندان که هیچگاه طعم واقعی محبت و امنیت را نچشیده اند و معنی ارضاء سريع نیاز ها را نمی دانند، با تولد فرزند جدید حس رقابت فراوانی ندارند.

این نکته زمانی برای مادر و فرزند مشکل ساز می شود که افسردگی طولانی مدت پس از زایمان به روان رنجوری پس از زایمان تبدیل شود.

از دست دادن پرستار

بزرگترین فقدان مرگ والدین

از دست دادن پرستار به سبب افسردگی فقدانی است که در دوره رشدی کودک متعارف و معمول نمی دانیم. با اینکه این فقدان ها آنقدرها پر اهمیت به نظر نمی رسند، اما در صورت بروز نمی توان به آسانی برای آنها جایگزینی یافت.

بی شک بزرگترین فقدان در زندگی کودک، با مرگ یکی از والدین یا هردوی آنها به وجود خواهد آمد. کودک در سن پایین فاقد هر گونه زبان برای بیان سوگ است و البته در وهله اول به نظر می رسد عدم وجود مفهومی ذهنی و واقع بینانه او را از سوگ بی نیاز کند.

بولبای (1977) طی تحقیقات خود به این نتیجه رسید که کودکان در سنین 2 تا 3 سال فاقد هرگونه درک از مفهوم مرگ اند، اما در صورت مرگ پرستار، اضطراب جدایی را تجربه کرده و سعی می نمایند اعتراض خود را به این جدایی ابراز دارند.

هنوز مشخص نیست که آیا کودکان در سنین 2 تا 3 سال برای اضطراب جدایی می توانند واکنشی جز گریه کردن داشته باشند یا خیر. امکان آن وجود دارد که اضطراب جدایی خود را به صورت علائم فیزیکی و بازگشت به دوره های پیشین نشان دهد.

بنابراین توصیه می شود برای کودکانی که به نوعی پرستار و على الخصوص مادر خود را از دست داده اند، فضای امنی ایجاد شود که کودکان از وجود شخصی که می تواند از آنها نگهداری کرده و نیازهای اولیه آنها را فراهم سازد، اطمینان یابند.

وجود جانشینی برای پرستار از دست رفته می تواند از بروز رفتارهایی مانند شب ادراری و سرپیچی از غذا خوردن جلوگیری نماید.

از دست دادن پرستار

سن مناسب کودک برای دانستن مفهوم مرگ

با ورود کودکان به سن پیش دبستانی و دبستان، مفهوم سازی درباره مرگ شروع به شکل گیری می کند. کودکان از سنین 4 تا 5 سالگی به آرامی یاد می گیرند که مرگ، جدایی فرد متوفی از انسان های دیگر است که با علائمی چون عدم تنفس و قطع ضربان قلب همراه است.

اما آنها هنوز هم به مفهوم قطعیت مرگ پی نبرده اند. کودکان در این سن، سوالاتی را در خصوص مکان کنونی مردگان می پرسند که این سوالات بر مشکلات کنونی پدر، مادر بزرگ، پدر بزرگ و یا پرستار کنونی که وظیفه نگهداری از کودک را در فقدان مادر بر عهده دارد، می افزاید.

در این سنین، تفکرات جادویی و تخیلی نیز در کودکان مشاهده می شود، مثلا آنها در خیال خود دلیل مرگ مادر یا پرستار خود را، عصبانیت آنها از خود می دانند.

از دست دادن پرستار

در این زمان لازم است تا کودکان را با مفاهیم اولیه مرگ آشنا ساخت تا مسئولیتی را در مورد مرگ متوفی احساس ننمایند. شرکت در مراسم تدفین و دیدن متوفی می تواند اثراتی مثبت را در طی کردن این دوره برای او داشته باشد.

( نکته مهم آنکه در صورت بروز احساسات نابهنجار و غیر قابل کنترل، این بیان احساسات اثرات مخرب بیشتری از مرگ مادر در کودک خواهد داشت).

آماده کردن روانی کودک، پاسخ به سوالات و شرکت او در مراسم تدفین به همراه یکی از افراد بزرگسالی که او نیز از حادثه لطمه خود است، همگی از اقدامات موثری به شمار می روند که می توان آن را برای کودک 3 تا 5 ساله ای که مادر خود را از دست داده است، اعمال کرد.

 

لطفا امتیاز دهید

دکتر آرش هیربد

من دکتر آرش هیربد دوره پزشکی عمومی را در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و تخصص روانپزشکی را در دانشگاه شهید بهشتی گذراندم. در بیمارستان آتیه به عنوان روانپزشک و مسئول دفتر سلامت روان مشغول به کار هستم. در کلینیک هیربد به عنوان موسس و مسئول فنی و روانپزشک بزرگسال فعالیت دارم. در زمینه اختلالات خلقی، اضطرابی، وسواس ، اختلالات خواب و… می توانم به شما کمک کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا