فیلم های روانشناسی

فیلم Donnie Darko دانی دارکو

فیلم 2001 دانی دارکو نمونه ای عالی از یک فیلم قابل توجه است که به دلیل پیچیدگی ، اغلب در نیم تنه ها نادیده گرفته می شود. در این مقاله ما داستان این فیلم را به زبانی ساده توضیح می دهیم تا درک بهتری از وقایع عجیب آن داشته باشید.

بسیاری از فیلم ها را نمی توان در یک نگاه درک کرد. دنی دارکو یکی از آن فیلم هایی است که ممکن است بعد از چند بار تماشای آن حتی متوجه آن نشوید! اولین تجربه کارگردانی ریچارد کلی به دلایل مختلف یکی از غفلت آمیزترین آثار علمی تخیلی در سینما بود که شاید هرگز به جایگاه واقعی خود نرسیده باشد. انتشار بسیار محدود فیلم و عدم تبلیغات به دلیل همزمانی با 11 سپتامبر ، همراه با داستان بسیار گیج کننده آن ، دنی دارکو را به اثری فرقه ای تبدیل کرد که با وجود بازیگران ، کارگردانی و داستان غیر معمول ، افراد زیادی در مورد آن صحبت نمی کنند. اما این از ارزش فیلم کم نمی کند. دنی دارکو فیلمی نفس گیر با لحنی سنگین و تیره و مملو از مفاهیم وسیع علمی ، فلسفی و روانی است که اگر کمی ابهام برطرف شود ، ذهن مخاطب را درگیر می کند. شاید به همین دلیل است که سه سال پس از اکران ، نسخه ای از ضبط کارگردان با توضیحات بیشتر و شفاف سازی رویدادهای مبهم فیلم منتشر شد ، به طوری که بینندگان با دیدن آن کمتر دچار سردرگمی می شوند.

 

کارگردان: ریچارد کلی

نویسنده: ریچارد کلی

بازیگران: جیک جیلنهال، جنا مالون، مگی جیلنهال

توضیح پایان فیلم دنی دارکو

پایان دانی دارکو یکی از جنجالی ترین قسمت های فیلم است که بسیاری از نظریه ها آن را توضیح می دهند و اکنون که تقریباً 20 سال از اکران فیلم می گذرد ، هیچ یک از آنها را نمی توان به عنوان پاسخ قطعی پذیرفت. دنی پس از شلیک به فرانک در محلی که قبلاً زخم او را دیده بود ، بدن بی جان گرچن را می گیرد و به خانه می رود. او خواهر بزرگترش را که خوابیده است می بوسد و با بدن گرچن سوار ماشین می شود و به جایی می رسد که فیلم شروع می شود. ابر سیاه و عجیب و غریبی مانند کرم چاله در آسمان شکل می گیرد. نشانه فروپاشی قریب الوقوع TU و تخریب PU. در همین حال ، مادر و خواهر دنی با هواپیمای تیم رقص مدرسه ، که در نزدیکی کرم چاله قرار دارد ، در هواپیما هستند. دنی خندان ، که از قبل می داند موضوع چیست و چه باید بکند ، از قدرت خود برای جدا کردن موتور جت مادرش و پرتاب آن به کرم چاله استفاده می کند (اگرچه این قسمت در فیلم نشان داده نمی شود). به این ترتیب ، دنی مصنوع یا معادل آن را در TU به PU باز می گرداند تا از فروپاشی فاجعه بار آن جلوگیری کند و همه رویدادهای 28 روز گذشته در TU را خنثی کند. با تجزیه TU ، عامل “زمان” که در PU وجود داشت دوباره جریان می یابد. دیگر یک پزشک پزشکی وجود ندارد ، به این معنی که هیچ فرانکی نمی تواند دنی را در اتاق خود قبل از سقوط هواپیما نجات دهد. در اینجا بزرگترین ابهام در تاریخ دانی دارکو وجود دارد.

تجربه منحصر به فرد دنی در جهان ملموس به بسیاری از سوالات اساسی زندگی پاسخ داد.

در پایان فیلم ، دنی را می بینیم که روی تخت دراز کشیده و در اتاقش می خندد ، انگار خواب بسیار بامزه ای دارد. او دوباره به خواب رفت و لحظاتی بعد همان موتور جت که برای نجات جهان از TU به پرتال فرستاده بود بر سر او نشست و مرگ او را نشانه رفت. س Theال این است که آیا دنی از آنچه در TU اتفاق افتاده می دانست و آیا می دانست که به زودی خواهد مرد یا نه؟ کتاب TPOTT توضیح می دهد که پس از فروپاشی TU ، افراد دستکاری شده می توانند خاطرات خود را در جهان TU در خواب ببینند و ناخودآگاه خاطرات مبهم یا پشیمانی از آنچه رخ داده است داشته باشند. به همین دلیل است که در پایان فیلم افرادی را می بینیم که در دانشگاه TU با دنی در ارتباط بوده اند ، مانند دکتر تورمن (کاترین راس) ، فرانک ، خانم پامروی و آقای مانیتوف ، که بیدار می شوند انگار دچار یک وضعیت وحشتناک شده اند. رویا.. فرانک با ترس بعد از بیدار شدن از خواب ، چشم راست او را که دنی به سمت TU شلیک کرد ، لمس می کند ، و اگرچه هرگز دنی را در PU ملاقات نکرده است ، اما انگار که یکدیگر را می شناسند با مادرش دست می دهد. حتی جیم کانینگهام ، که خانه اش در PU هرگز برای افشای راز خود آتش نمی گیرد ، در نتیجه این پشیمانی خودکشی می کند. اما کتاب در مورد گیرنده چیزی نمی گوید. دنی در طول فیلم با مسائلی مانند پوچی زندگی ، بلوغ ، آزادی عمل و طرد شدن از سوی دیگران دست و پنجه نرم می کند و به خود دکتر تورمن اعتراف می کند که از تنها ماندن می ترسد. اما تجربه منحصر به فرد او در جهان ملموس به بسیاری از سوالات اساسی زندگی پاسخ داد. این که او تنها نیست ، همیشه افرادی هستند که او را دوست دارند ، که انسان در تعیین سرنوشت خود مختار است و “همه موجودات زنده روی زمین تنها می میرند” ، اما اگر آنها در طول زندگی او تأثیر مثبتی داشته باشند و مرگ آنها نبوده باشد بیهوده ، گویی هرگز مرده اند شاید به همین دلیل است که در پایان فیلم خوشحال می شوید. دنی در نامه خود به روبرتا اسپارو می گوید که دوست دارد پاسخ ها در خواب به او برسد. این که می دانست می خواهد بمیرد یا نه ، آرام شده بود و می دانست که مردم حداقل در ناخودآگاه خود به عنوان یک قهرمان به او نگاه می کنند. این احتمالاً زیباترین نکته فیلم است.

لطفا امتیاز دهید

دکتر آرش هیربد

من دکتر آرش هیربد دوره پزشکی عمومی را در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و تخصص روانپزشکی را در دانشگاه شهید بهشتی گذراندم. در بیمارستان آتیه به عنوان روانپزشک و مسئول دفتر سلامت روان مشغول به کار هستم. در کلینیک هیربد به عنوان موسس و مسئول فنی و روانپزشک بزرگسال فعالیت دارم. در زمینه اختلالات خلقی، اضطرابی، وسواس ، اختلالات خواب و… می توانم به شما کمک کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا