اختلالات روانشناختی

شخصیت مرزی (Borderline personality)

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی دارای احساسات ناپایدار و عاطفی هستند.

این حالت می تواند به عنوان یک زمینه مستعد بیولوژیکی برای شکل گیری این اختلال عمل کند.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی اغلب نوع خاصی از افسردگی را تجربه می کنند که با احساس پوچی و تحریک پذیری منفی مشخص می شود.

این افراد به شدت تحت تأثیر رویدادهای بین فردی قرار می گیرند که اکثر افراد به راحتی از آن عبور می کنند.

افراد مبتلا به این اختلال معمولاً روابط عمیق و بلند پروازانه ای با دیگران دارند و دیگران را کاملاً خوب یا کاملاً بد می دانند. پدیده ای به نام دو نیمه.

 

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی علاوه بر اینکه روابط آشفته ای دارند اغلب در مورد هویت خودشان یا اینکه واقعا آنها کیستند دچار سردرگمی می شوند.

حتی بعد از اینکه آنها دوره ی عادی جستجوی هویت در نوجوانی پشت سر گذاشته اند بازهم مطمئن نیستند که از زندگی چه می خواهند و در سطح عمیقتر فاقد درک خود روشن هستند.

ویژگی های افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی
مهمترین ویژگی های این اختلال موارد زیر است:

شما خیلی عصبانی هستید
بی ثباتی عاطفی
چندین بار اقدام به خودکشی
خودآزاری مکرر
بی ثباتی عاطفی در آنها معمولاً با تکانشگری سطح بالا همراه است که در نهایت منجر به رفتارهای خود تخریبی می شود.

خودکشی آنها بیشتر در مورد گمراه کردن دیگران است ، اما اقداماتی که باعث آسیب رساندن به خود می شوند همیشه گمراه کننده نیستند. به عنوان مثال ، آسیب به بدن آنها یکی دیگر از ویژگی های این اختلال است که مبتلایان بیشتر برای رفع اضطراب این کار را انجام می دهند.

آنها نسبت به محیط و شرایط محیطی بسیار حساس هستند ، افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ترس شدید از طرد شدن و رها شدن و حتی جدایی کوتاه مدت یا تغییرات اجتناب ناپذیر دارند.

آنها رد و ترک را مخفیانه در ذهن خود به “شر خودشان” تعبیر می کنند.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی دائماً در تلاشند تا از احساس طرد شدن و رها شدن اجتناب کنند ، در نتیجه رفتارهای تکانشی مانند خودآزاری و رفتار خودکشی ایجاد می شود.

مردم  چه می گویند:

احساس پوچی و بی معنایی می کنم، اما کلا دو دسته اند:

یا خیلی خوبن، یا خیلی بد، لحظه ای حالم خوب است و لحظه ای حال بدی دارم.

احساساتم ثبات ندارد. روابط بین فردی و عاطفی آشفته ای دارم. روابط پرخطر جنسی دارم.

گهگاهی دچار خشم شدید می شوم. روابط سطحی متعددی دارم…

 

 Borderline personality

میزان شیوع این اختلال

در کل شیوع این اختلال در جمعیت عمومی ۲ تا ۶ درصد، در موارد سرپایی ۲۰و۳۰ تا ۶۰ درصد مبتلایان به اختلال شخصیت و همچنین در زنان شایع تر از مردان است.

این اختلال ۵ برابر در بستگان بیمار شایع تر است.

سبب شناسی:

تجارب نشان می دهد که چهار عامل در محیط خانوادگی در تعامل با استعداد بیولوژیکی منجر به شکل گیری اختلال شخصیت مرزی می شود.

۱-محیط خانوادگی ناامن و بی ثبات است.

ناامنی تقریبا همیشه از بدرفتاری و رهاشدگی بر می خیزد.

بیشتر بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در دوران کودکی بدرفتاریهای جسمی, جنسی, یا کلامی را تجربه کرده اند.

اگر هم چنین تجربه ای نداشته اند معمولا با خشم یا خشونت شدیدی با انها رفتار شده است یا اینکه بیماران ممکن است مشاهده کرده اند که دیگر اعضای خانواده مورد بدرفتاری قرار گرفته اند.

علاوه بر این کودکان بارها در طول زندگی شان رها شده اند.

کودک ممکن است برای مدت زمان زیادی احساس تنهایی کند یا اینکه مراقب اصلی کودک فردی بی ثبات و دمدمی مزاج باشد.

 

شخصیت مرزی

۲-محیط زندگی محروم ساز است.

روابط شیئی اولیه این بیماران اغلب ناتوان ساز است.

محبت والدین, صمیمیت جسمانی, همدلی, نزدیکی و حمایت هیجانی, راهنمایی, محافظت, معمولا وجود ندارد یا اینکه ناکافی است.

  یکی از والدین یا هردو (اما مخصوصا مراقبت کننده ی اولیه) ممکن است از نظر هیجانی غیر قابل دسترس باشد و کمترین همدلی را برای کودک فراهم سازد.

بیمار از نظر هیجانی احساس تنهایی می کند.

۳-محیط زندگی به شدت تنبیه کننده یا طردکننده است

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در خانواده هایی بزرگ می شوند که بویی از پذیرش, بخشش و محبت نبرده اند.

بلکه آنها در خانواده هایی بزرگ می شوند که نسبت به آنها طرد کننده و انتقادگرانه رفتار می کنند و وقتی که آنها کار اشتباهی انجام دهند به شدت تنبیه می شوند و مورد بخشش قرار نمی گیرند.

تنبیه با شدت تمام صورت می گیرد: در دوران کودکی این بیماران احساس بی ارزشی, شیطان صفتی و ناسالمی می کنند.

حتی وقتی که رفتارهای بد انها در دوران تحول کودکی بهنجار محسوب می شود.

۴-محیط خانوادگی خواستار اطاعت کودک بوده است

محیط خانوادگی نیازها و احساس های کودک را واپس زنی کرده است.

معمولا درباره ی حرف ها یا اعمال کودکان قواعدی ضمنی در خانواده ها وجود دارد.

کودکان این پیام را دریافت می کنند : نباید چیزی را که احساس می کنید, نشان دهید.

وقتی که آسیب می بینید, گریه نکنید. وقتی که فردی باشما بدرفتاری می کند عصبانی نشوید.

چیزی را که می خواهید, خواهش نکنید.

خودتان را آسیب پذیر یا واقعی نشان ندهید.

فقط کسی باشید که ما می خواهیم.

ابراز درد هیجانی توسط کودک مخصوصا ناراحتی و خشم اغلب باعث عصبانیت والدین و تنبیه کودکان یا کناره گیری از او می شود.

اختلال شخصیت مرزی

 

علایم:

این تشخیص برای افرادی مقرر می شود که تکانشگری مکرر و الگوی فراگیر بی ثباتی در روابط میان فردی, خودانگاره و عواطف نشان می دهند که با پنج مورد زیر یا بیشتر مشخص می شود:

  • تلاشهای جنون آمیز برای اجتناب کردن از ترک شدن واقعی یا خیالی
  • الگوی روابط میان فردی بی ثبات و شدید که با نوسان داشتن بین آرمانی کردن و خوار شمردن دیگران مشخص می شود.
  • آشفتگی هویت-خودانگاره یا درک خود بی ثبات
  • تکانشگری در حداقل دو زمینه ولخرجی, فعالیت جنسی, سوء مصرف مواد, و رانندگی بی پروا
  • رفتار, ژستها, یا تهدیدهای مکرر خودکشی گرا یا رفتار صدمه زدن به خود
  • بی ثباتی هیجانی مانند دوره های شدید غم, تحریک پذیری, یا اضطراب که معمولا چندساعت و گاهی چند روز ادامه می یابند.
  • احساسهای مزمن پوچی
  • خشم نامناسب و شدید یا اشکال در کنترل کردن خشم مانند نشان دادن مکرر عصبانیت, خشم مداوم یا نزاعهای بدنی مکرر
  • تفکر پارانوئید گاه و بیگاه مرتبط با استرس یا نشانه های تجزیه ای

 

درمان :

دارو درمانی و رواندرمانی می تواند نتایج مفیدی را به دست دهد:

اما نکته اینجاست که رواندرمانی برای بیمار و درمانگر به یک اندازه دشوار است.

این بیماران به راحتی دچار واپس روی می شوند، تکانه های خود را مورد کنش نمایی قرار می دهند و انتقال (مثبت یا منفی) پیدا می کنند.

همچنین واقعیت درمانی به کشف ناخوآگاه ترجیح داده می شود.

درمانگران از رفتار درمانی هم برای مهار تکانه ها و فوران های خشم بیمار و کم کردن حساسیت او به انتقاد و طرد استفاده کرده اند.

مارشال لینهان نوعی روش درمانی را ابداع کرده است که آن را رفتار درمانی جدلی (DBT) می خواند.

در این روش، اصطلاح دیالکتیکی به ترکیب کردن منظم عقاید متضاد با هدف آشتی دادن آنها اشاره دارد.

بنابراین، راهبرد درمانگر این است که بین پذیرفتن درمانجویان آنگونه که هستند و مواجه کردن رفتار آزارنده آنها برای کمک به تغییر کردنشان، نوسان داشته باشند.

اختلال شخصیت مرزی و ازدواج
در مقوله اختلال شخصیت مرزی و ازدواج ، باید توجه داشت که یکی از چالش برانگیزترین روابط برای افراد ، ازدواج با افرادی است که دارای اختلال شخصیت مرزی هستند. در این حالت ، شخصیت مرزی ، به ویژه در آغاز آشنایی ، بسیار هیجان زده و احساسی رفتار می کند و از طرف دیگر بت می سازد به گونه ای که طرف مقابل تصور می کند که او فرد رویایی زندگی خود است. ناگفته نماند که نوع رفتار و واکنش های فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی با توجه به ویژگی های فردی و فردی به تفاوت مربوط می شود. در گروه اختلال شخصیت مرزی و ازدواج ، معمولاً شخصیت های مرزی ، علاوه بر بی ثباتی و غیرقابل پیش بینی بودن ، حالات آنها با نوسانات شدید همراه است.

 

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی گاهی اوقات با حریف خود مانند یک شاهزاده خانم رفتار می کنند و برای شاد کردن طرف مقابل سنگ پرتاب می کنند. حتی ممکن است برای فردی که دارای اختلال شخصیت مرزی است مهمانی خود را به گران ترین رستوران شهر دعوت کند یا حتی یک گردنبند گران قیمت برای او بخرد. روی این سکه و روز بعد ، قهرمان مرز از طرف مقابل انتقاد می کند و نه تنها قدر آن را نمی داند و به آن احترام نمی گذارد ، بلکه اثری از این عشق و محبت سوزاننده نیست.

 

در مقوله اختلال شخصیت مرزی و ازدواج ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی رفتارهای پرخطری مانند رانندگی خطرناک از خود نشان می دهند. از آنجا که در مقوله ازدواج ، ثبات و ثبات روابط بین زن و شوهر م componentsلفه های اساسی هستند ، افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی روابط آشفته و ناپایداری دارند. بر این اساس ، برای ازدواج با افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ، استفاده از خدمات مشاوره به طور فزاینده ای ضروری می شود.

شخصیت مرزی خشم

اختلال شخصیت مرزی و طلاق
با توجه به اختلال شخصیت مرزی و طلاق ، باید توجه داشت که زندگی با فردی که دارای اختلال شخصیت مرزی است ، کار آسانی نیست. بی ثباتی ، تنش ، نداشتن انگیزه ، عصبانیت ، سرخوردگی و عدم حساسیت فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ، زمینه لازم و مناسب برای فروپاشی زندگی زناشویی را فراهم می کند. عشق و علاقه زوجین به یکدیگر ، به ویژه در شرایط سخت و دشوار زندگی ، می تواند برای آنها چراغ راه و راهنمای عبور از مسیر سرد و تاریک مشکلات و مشکلات کوچک و بزرگ باشد.

اگر این عشق و علاقه فاقد ثبات و ثبات باشد ، دیر یا زود بستر مناسبی را برای تکان دادن و از بین بردن پایه های همزیستی فراهم می کند. در مقوله اختلال شخصیت مرزی و طلاق ، باید توجه داشت که بی ثباتی و بی ثباتی در روابط از ویژگیهای بارز و قابل توجه افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی است. بر این اساس ، شخصیت های مرزی مهمترین عامل را برای ادامه زندگی مشترک ندارند. با توجه به اختلال شخصیت مرزی و طلاق ، ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی از نظر اخلاقی و رفتاری مانند ابر بهاری باقی می مانند. بر این اساس ، آنها در یک نقطه به عنوان دوست داشتنی ترین فرد روی کره زمین ظاهر می شوند و در لحظه ای دیگر به عنوان یک فرد بی احساس ، ناامید و بی انگیزه ظاهر می شوند. از آنجا که افراد برای زندگی مشترک با یکدیگر ازدواج می کنند ، ثبات در این زمینه از اهمیت و ارزش بالایی برخوردار است. در مقوله اختلال شخصیت مرزی و طلاق ، بی ثباتی فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی منجر به زندگی مشترک و طلاق می شود. بر این اساس ، استفاده از توصیه های متخصصان می تواند م effectiveثر و کارآمد باشد.

5/5 - (1 امتیاز)

دکتر آرش هیربد

من دکتر آرش هیربد دوره پزشکی عمومی را در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و تخصص روانپزشکی را در دانشگاه شهید بهشتی گذراندم. در بیمارستان آتیه به عنوان روانپزشک و مسئول دفتر سلامت روان مشغول به کار هستم. در کلینیک هیربد به عنوان موسس و مسئول فنی و روانپزشک بزرگسال فعالیت دارم. در زمینه اختلالات خلقی، اضطرابی، وسواس ، اختلالات خواب و… می توانم به شما کمک کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا